عشق شادیست
عشق آزادیست
عشق آغاز آدمیزادیست

من به تو عادت کرده ام یا عاشق ات شده ام ؟
منطقم خودخواهانه نیست دگر خواهانه است ... حسم ایستا نیست جوشش دارد جستجو نمی خواهد کشف لازم ندارد با اتفاقات روز به روز بیشتر دوستت دارم . یک شاخه گل سرخ ، بوسه بی هوا ، پیشنهاد یک مسافرت ناگهاني دونفره ، يك وعده ناگهاني ناهار فارغ از همه دنيا ، و از همه مهمتر بيان جمله كوچك صميمي و معصوممان …
من ، میز جای خالی تو ، چای پنجره و این همه بغض ...
بگو این عشق است یا عادات؟
كسي ديگر در گذر از سايه ها همسفرم نخواهد بود
تنها تو ، هميشه سبز!
هميشه خورشيد!
هميشه ماه!
شب ، جهان ، باد ، در دايره تقديرشان مي چزخند.
بي تو
من
تنها خيال واره تو هستم
و اين خود همه چيز است! دوست داشتن تو با چیزی بیش از عشق...
حرف آخر..
دوستت دارم
نظرات (۱)
خسته ام خیلی خسته...
تو هی زلالتر از باران...
دلِ بیقرارِ من...
رو به آن نيمکتِ رنگ و رو رفته ...
يک بوسه برای بدرقه ...
نوشته شده توسط: علیخانی | ۱ شهریور ۱۳۸۷ ۱۱:۴۰ بֽظֽ
در ۱ شهریور ۱۳۸۷ ۲۳:۴۰